خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: وقتی,نمیفهمیمفایل,صوتی, نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:09

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:11

قلمم را پس دهید... من دفترم را میخاهم.. از جلویم گم شوید آن ور.. بگذارید اکسیژن برسد.

من حالم خراب است.

قلمم را پس دهید

یکی بیاید دست وپای مرا باز کند... من باید با این پاها جاده ی فردا را طی کنم...من باید با این دست ها حقیقتی کهنه را بنویسم... دست وپای مرا نبندید..!من میخواهم بمیرم

امضا: رایان تمام....

پ.ن: هر شروعی پایانی دارد...

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 18:55

لعنتی://

همین...

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 18:55

بخند...لعنتی بخند!بازم بخند!!

+از همه بدم میاد!

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 18:55

پسر ها گریه نمیکنند!

مگر نه؟

منهم گریه نکردم..

فقط گذاشتم بغض توی گلویم کپک بزند!

پ.ن:«اینجا حالمو بد میکنه!»

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 18:55

هی راه آمدم باتو...هی حار شدی بامن...

پ.ن:«قهر که میکنید مراقب فاصله ها باشید...بعضیها همین حوالی بدنبال جای نشستن میگردند؛)

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:46

من ازین اسما خوشم میاد:«فرهاد.مجید.بهراد.دانیال.مهرداد.گیلاد.رهاد.فرامرز.آریو.رایان؛//.رادان.

دختر:«بارانا...دیگه نمیدونم:))))

چند تا اسم دختر بگید؟!

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:46

بس از گوشی بدبخت کار میکشیم...در برخی موارد میشه بعنوان کیسه اب گرم ازش استفاده کردددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

برچسب: hb llc,hb llp,hbll, نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:45

نمیدونم واین یعنی بدبختی!!! خیلی نامردی!! خیلی...

برچسب: نمیدونم چی سرچ کنم,نمیدونم چی میخوام,نمیدونم دلم دیوونه کیست, نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:45

هویج ترین چوپان شاید!از آن ادمهایی که وقتی مدرسه میرفتند همیشه جلوی صف میگذاشتنشان..از ان دسته ادمهایی که در جلسه ی اول دیدار باهاشان دستگیرت میشود از هویج بودن فقط رنگ نارنجی را به ارث نبرده! از ان هویج های خوش خنده وساکن منطقه ای بنام« هپروت»!! ان دسته ادمهایی که ترجیح میدهند بجای خسته کردن خودشان برای جواب دادن به سوال دیگران همان دفعه اول بطور نامحسوس بگویند: خفه! از انهایی که بگویی«سیب» برایت یک ساعت تمام از فضائل و خواص این میوه ی بهشتی فک میزنند:| وهیچ بین حرفهایش نفس نمیکشد:/ البته نه اینکه بگویی «ف» میروند فرهزاد!!! نه! کسل کننده وغیر قابل تحمل تر از این حرفها! بعد شوما تصور کنید یک همچین ادمی...با همچین شمایلی... آمده شده چوپان یک مشت گوسفند نزار وخسته.. که سردسته شان بره ی ناقلا یا همان بهار خودتان عسد^_^ کاری با شوت بودنش ندارم_ تازه خیلی هم به نفع من تمام شده_ اینهم بماند که زیر میز پفیلا میخورم ونمیفهمد!!شاید هم بشود ان لهجه ی قرقاتی اش را متحمل شد!! ولی «خانمی»( یک کسره بخورد زیرنون) گفتنش را کجای دلم جا دهم؟؟ این تکیه کلام لعنتی اش.. آبروحیثیت نگذاشته به والله!! جلسه یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:45

نرفتم اردو:/// گفتم من منت باقریو نمیکشم... عوضش سه تا زنگ تو زیر زمین تنها ولو بودم .... زنگ اخرم دوستم اومدو از تنهایی درم آورد...منم براش انشایی که در وصف باقری نوشته بودم وخوندم وکلی خندیدیم:)))اصن دلم خنک شد^_^ بعدم رفتیم بالا ومن یکی یکی ادای معلما رو در آوردم وبچه ها هم وسط کلاس دلشونو گرفته بودن و سعی میکردن نترکن:))) خیلیم بهم خوش گذشت:// پ.ن:«براش توضیح دادم که من سه روزه مامانمو ندیدم.. دیشب تازه وقت کردم بهش بگم که میخوان ببرن بوستان نرگس... بعد خیلیا بودن که با من رضایتنامه و پول آوردن وقبول کرد... اونوقت بمن میگه:«نمیخوام تو یکی رو ببرم..»منم گفتم «چ بهتر!فدای سرم:/!» میدونم شنیدد°_^ خدا ادمو محتاج بعضیا نکنه...آمین!! امضا:«بهار باقری ؛))» +مچ دست ام سوخته...اینم از شانس قهوه ای ما:)) میگم چرا پاشنه پام همینجوری تیر میکشه://نگو یه تیکه شیشه هنوز مونده بوده تو زخمم...گرچه درش آوردم ولی.... این ماه صفر کی تموم میشه؟!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:45

بارون یعنی ابی که از اسمون شرشر میچکه رو هیکلمون:|| چتر یعنی وسیله ای برای محافظت در برابر بارون... دیوونه م باید باشی که بارون بیاد بری بیرون « قدم» بزنی:|| پاییزم که دیگه همتون میدونید... برگا میریزه:|| تیغ ام که باهاش ریشا رو میزنن واینا..:دی!! رفت؟؟ بدرک:/ خدا رفتگان شمارم بیامرزه:||| دیگه این ادا اوصولا چیه؟؟ که داره بارون میاد و... تو نیستی و...!!! وتیغ جلومه و... بریدم و... اها! شونه هم که باهاش موهارو شونه میکنن دیگه:|| اینقدم نگین سر روشونت نزارم....!! پس سر رو شونه ی کی بزارم؟؟ سر رو شونه عمه ی من:|| نه خب:/// شونه یه وسیله ی شخصیه خب:))) سیگار و فندک واینا...!! بکش بمیری..ها!! بکش بکش:| قرص خواب بخور بمیری... خودتو دار بزن بمیری..رگتو بزن بمیری..نه خودتو بکش ببینم جرعت داری... پس خاهشا سگ ناله نزن دیه:|!! میمیری بمیر:| سرتو درد نیارم دیه:))) برو قهوه ت یخ کرد:|ادامه مطلب

برچسب: لوس بازی به انگلیسی,لوس بازی برای شوهر,لوس بازی, نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:45

ینی من به معنای کامل اینجا ثابت کردم یه ادم چقدر میتونه بیخود باشه:|

صوبتی نی:)))

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:44

کاش من پسر بودم... وکاش شبیه باریش بودم:|||

هرکسی خودش را داد زد..بدان هیچ است.

امضا: رایان:)

برچسب: کاش چون پاییز بودم,کاش میشد,کاش بودی, نویسنده: حمید شمس تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 7:44

صفحه بندی